عماد الدين حسن بن علي الطبري
47
كامل بهائى ( فارسي )
ضرورت كه قبح است زدن شخصى كه از انسانيت بيرون رو ، و يا جماد شو ، و يا دم در هوا مزن ، يا از ملك خدا بيرون رو ، يا كوه احد را از جاى برگير ، يا آب درياى رم در كف گير ، چنان كه دانند كه شكر منعم حسن است و خدمت والدين و قضاى حاجت محتاج . مسأله ؟ اگر افعال خداى بىغرض بودى او بعبث كردى و نشايد كه حكيم تعالى عبث كند كه اين معنى قبيح بود . و قال اللّه تعالى : وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ( ذاريات 56 ) پس غرض ما به ايجاد جن و انس عبادت ما بود . و قال اللّه تعالى : وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ ( بينه 4 ) و امر كرده نشدند بندگان مگر با آنكه بندگى كنند خداى را در حالى كه به اخلاص دل كنند آن عبادت مر او را است روز جزا ، و امثال اين آيات و اخبار ، خاصة خبر داد از حديث سماوى كما قال « كنت كنزا مخفيا ، فاحببت أن اعرف ، فخلقت الخلق لا عرف » يعنى من گنجى بودم پنهان پس دوست داشتم اين را كه شناخته شوم پس آفريدم خلق را تا مرا بشناسند . فصل پنجم اكثر اهل سنت كه ايشان را جبرى و قدرى گويند بر آنند كه بنده را اختيارى در هيچ فعلى نيست و آنچه مىكنند اگر خير است و اگر شر فعل خدا است و ظلم و شرك و معاصى از زنا و لواط و شرب خمر و قتل مؤمنان و فاسقان و مناهى عالم جمله بارادت و مشيت اللّه تعالى است و چنين خواست و تقدير بر اين رفته است كه چنين باشد و بخلاف اين نتواند بودن و مؤمن و كافر آنچه مىكنند به تقدير حكم خدا مىكند و بخلاف آن نتواند بودن « 1 » . الجواب عنه ، شيعه را مذهب چنان است كه بنده فاعل مختار است آنچه از خير و شر مىكند از طاعت و معصيت و مباح ، و اين ضرورى است به دليل محتاج نباشد اكثر معتزله و جمله شيعه بر اين قولاند ، و نيز اگر بنده فاعل مختار نبودى باستبداد خويش و استقلال
--> ( 1 ) - اشاعره قائل به جبر هستند . دلائل الصدق 1 / 261 . . . و كتب كلامى آنها و صراط مستقيم بياضى 1 / 23 . اول جبرى عالم ، ابليس است كه به خدا گفت : . . . بما اغويتنى . . . و گناه خود را به پروردگار نسبت داد و در اسلام هم خليفه سوم بنيانگذار جبر بود آنجا كه گفت لباسى را كه خدا به من پوشانده در نمىآورم .